تبليغاتX
Need For Love
Need For Love
عشق و ازدواج

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد :  " هيچ ! هر چه جلو ميرفتم ، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين ، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور . اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم ، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

 

2 نوشته شده در  ساعت 15:45  توسط حسين | 
سيزده خط برای زندگی (گابريل گارسيا ماركز)

1-دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتی كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
2-هيچكس لياقت اشكهای تو را ندارد و كسی كه چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نميشود.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
3-اگر كسی تو را آنطور كه ميخواهی دوست ندارد، به اين معنی نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
4-دوست واقعی كسی است كه دستهای تو را بگيرد ولی قلب تو را لمس كند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
5-بدترين شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسيد.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
6-هرگز لبخند را ترک نكن، حتی وقتی ناراحتی چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
7- تو ممكن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنيا هستی.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
8-هرگز وقتت را با كسی كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

9-شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتی او را يافتی بهتر می‌توانی شكر گزار باشی.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
10-به چيزی كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
11-هميشه افرادی هستند كه تو را می‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكنی.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
12-خود را به فرد بهتری تبديل كن و مطمئن باش كه خود را می‌شناسی قبل از آنكه شخص ديگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
13-زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زمانی اتفاق می‌افتد كه انتظارش را نداری.

2 نوشته شده در  ساعت 19:15  توسط حسين | 
سیر تکاملی

سير تكامل آقا پسرها

سن 14 سالگی : تازه توی اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختی.
سن 15 سالگی : ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون می ياد.
سن 16 سالگی : توی اين سن اصولا راه نميرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ...
با راکت تنيس هم گيتار می زنن.
سن 17 سالگی : يه کمی مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... يادش به خير اون روزها که تكنو نبود راكن رول می خوندن.
سن 18 سالگی : هر کی رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ های داريوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه.
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابی گوش ميدن.
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده.
سن 21 سالگی : زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن ... مثلا عاقل می شن.
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابی می گردن.
سن 23 سالگی : يكی رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض می شه.
سن 24 سالگی : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت.
سن 25 سالگی : عشق سيخی چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست.
سن 26 سالگی : اين يكی ديگه همونيه که همه ی عمر می خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم؟
سن 27 سالگی : آخيش
سن 28 سالگی : كاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم.

 

سير تكامل دختر خانمها
سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ ميگفتن ... خوبم مرسی ... حالا ميگن مرسی خوبم.
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه
- بتونه كاری و رنگ آميزی.
سن 16 سالگی : يعنی يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن.
سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ريزن ... بهشون بی وفايی شده ... کوران حوادث.
سن 18 سالگی : ديگه اصلا عشق بی عشق ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن.
سن 19 سالگی : از بی توجهی يه نفر رنج مي برن ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست.
سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آخرش منو يه كور و کچلی می گيره ... می دونم.
سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگی : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ،
خوش لباس باشه ... آخ كه چی نباشه.
سن 23 سالگی : همه  خواستگارا رو رد می کنن.
سن 24 سالگی : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه.
سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکی نمی ياد... هر کی
ميخواد باشه ، باشه.
سن 26 سالگی : يه نفر می ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگی : آخيش.
سن 28 سالگی : كاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
.

2 نوشته شده در  ساعت 14:20  توسط حسين | 

از خدا خواستن شجاعت است

اگر بدهد نعمت است

اگر ندهد حکمت است

از مردم خواستن حماقت است

اگر بدهند منت است

اگر ندهند ذلت است

2 نوشته شده در  ساعت 16:30  توسط حسين | 
آخر و عاقبت عاشقی...
eshgh
2 نوشته شده در  ساعت 17:0  توسط حسين | 
 
صفحه نخست
گفتگو با من
آرشيو
لوگو


نوشته هاي پيشين
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
تیر 1385
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
 


 
لینک پیوند

Need4Fun
 
عکس

LOVE IS
 
تعداد بازديد

Free Site Counters
طالع بيني روزانه